همین که گفتم!!!
` اینقدر بهم نگو که دارم تکرار میشم. اصلا میدونی چیه؟! من دوست دارم اینجوری باشم. تکراری... عیبی داره؟ اصلا چه معنی داره که بخوام هه چیزو تجربه کنم؟ دوست دارم همینی که هستم باشم. حالا تو میخواد خوشت بیاد، میخواد نیاد. `¤ نوشته شده در ساعت ۳:٢۸ ب.ظ توسط ترانه
چهارشنبه ۱۸ مهر ،۱۳۸٦
دوستای خوب خودم اگه خواستید من اینجا رو آپ میکنم . خوشحال میشم سر بزنید.
¤ نوشته شده در ساعت ٢:۱۱ ب.ظ توسط ترانه
دوشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٦

گل سرخی را به سنگی میبندی و به سویم رهایش میکنی.
میگویم : گلت را باور کنم یا سنگت را ؟
میگویی : تو تنها باورم کن!
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:۱٦ ق.ظ توسط ترانه
شنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٦
Modememun suzide!
hamash taghsire in baran khanume.Modemo zad be bargh. Vali az jahati khub shod, in ye forsate ta tark konim :) pule telemunam kam miyad.این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.
¤ نوشته شده در ساعت ٦:٤٩ ب.ظ توسط ترانه
پنجشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٦
Delam barat tang shode vali hanuz ke hanuze nemishnasamet ! :-/
این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.
¤ نوشته شده در ساعت ٩:۱۱ ب.ظ توسط ترانه
یکشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٦
هرچی خواستم بهم داده

¤ نوشته شده در ساعت ۸:٥٥ ب.ظ توسط ترانه
جمعه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٦
چرندیات یک اسیر در بند

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نام وصال من وتوست
موسیقی آرام عاطفه را برای خودم مرور می کنم و خیالبافی هایم آغاز می شود
...روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست...
تو که گوشهایت را گرفته ای که مبادا از لبان من سخنی به تو رسد ، از این در هراسی که جادویت کنم ؟
من نه جادوگرم و نه جادو بلدم...
نگاهت را بدزد ، قلبت را زندانی کن
اما
قرار گیر تا چشمهایم در چشمهای رهایت ، زندانی شوند
بگذار عادت تلخ سکوتت را نوش کنم
بگذار به بی اعتنایی هایت دلم خوش باشم که
تو هستی...
و فقط همین
... گوش کن با لب خاموش سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست...
بگذار تو را برای روزهای آخر عشقمم مرور کنم
بگذار نگاهم دنبال قدمهای دورشدنی ات بدود
آتش شعله ور این احساس عقل تو را سوزانده .نه؟
دلم پر است از ناله هایی که از به زمین دوختن نگاهم خسته شده ام
لااقل با من آه بکش
نه جلوتر و نه عقب تر
بگذار اینجوری نزدیکتربه تو بنشینم و با خودم و با خدای خودم زمزمه کنم و لعنت ها و نفرین هایم را نصیب این زمانه کنم
که چرا مرا اینطور عذاب میدهند.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٥٧ ب.ظ توسط ترانه
چهارشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٦
خط خطی

می دانستم که عاقبت روزی از این همه خطهای تو در توی ناتمام خسته می شوم. تناوب احساس و عقل جان به لبم آورده. اگر سخن میگویم و نفسی هست از فراموشی است.
من آری هایت را چگونه پاسخ گویم ، در روزگاری که شک و تردید در جوهره ی هر عاشقانه ای آرمیده است . من از این همه آرام خسته ام .
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٠۳ ب.ظ توسط ترانه
شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٦
مبارکه

از ته دلم دارم میگما...
دوستون دارم
نه یکی ، نه دو تا ، هوار تا
این مال تو
اینم مال تو 
¤ نوشته شده در ساعت ٦:٢٥ ب.ظ توسط ترانه
دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦
Khahesh
Man gom shodeat hastam. Lotfan mara peyda kon!این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٥٥ ب.ظ توسط ترانه
